خرید بک لینک
این روزها با آنه در گرین گیبلز قدم میزنم دست جودی را میگیرم و باهم برای بابالنگ درازمان نامه عاشقانه مینویسیم و همراه با مستر اسکروج با روح ها دیدار میکنم .. این روزها با هری در سرسرای بزرگ میدوم و از هدویگ نامه میگیرم با هستی موتور سواری میکنم این روزها با سمیرا چشم انتظار ویزایم هستم با جرج نامه

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 20:25

وارونه افتاده بودم
و ابتدای جهان گم شده بود
دست و پا می زدم برای رسیدن
بی آنکه بدانم
بیهوده
بیهوده
بیهوده می کوشم

بستری بود جهان
نه به وسعت دستهایمان
و خوابگاهی
نه به وسعت خوابهایمان

پ ن : فرزند سقط شده ی هوا
کتاب..سفر..هنر..تنهایی ..ارتفاع و سکوت و نجوم را دوست دارد

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 10:33

حال من حال پرنده ایست

که بالهایش را بریده اند ...در قفسش انداخته اند و میگویند پرواز کن اوج بگیر ...چرا پرواز نمیکنی ؟

تصمیم گرفتم همیشه خنثی باشم چون هروقت حالم خیلی خوب بوده یهو حالم بد شده ...یه دوست روانشناسی میگفت به یه سندروم نمیدونم چیچی مبتلایی :)))

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 10:33

اقاا تمووووووووووووووم شددد

خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتت

تمومممممممممممممشد

پ ن: ببخشید این اخرین پست این مدلیه منه قول میدم ایندفعه مثل یه نویسنده جذاب پست بذارم

سلام فصل تغییر

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:27

دو سه روز از گرفتن کارنامه گذشته و من در طی اقدامی انحصاری شروع کردم به مرتب کردن اتاقم که هنوزم ادامه داره :/ و بعدش بیوی اینستامو و عکسشو تغییر دادم اگه دوست داشتین ایدیش اینه soootode و بعد هم کارنامه خود رو از مقامات مربوطه دریافت کردم ۱۹ و بیست و شیش صدم :( در حال حاضر با موهای پریشون وسط اتاقم

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:27

بیا بریم آندرومدا توی یکی از این سیاره هاش یه کلبه بسازیم من بشم لیلی تو بشی مجنون تو برای پیچ وتاب موهام شعر بگی منم بذارم رنگا روی بوم برقصن و از عشق بگن صبح به صبحم بریم از نونوایی دوصفر هفت و برادران بجز صفر بیست و یک نون بخریم و صبحونه جای پنیر تبریزی پنیر فضایی بخوریم بیا بشیم آدم و هوای

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 13:21

راستى لذت تنها بودن را چشیدهاى، قدم زدن تنها، دراز کشیدن تنها توى آفتاب؟

چه لذت بزرگى است براى یک موجود عذاب کشیده

#کافکا - نامه به فلیسه

خب یک ذره زیادی امشب متنفرم ...اما از همه بیشتر از خودم متنفرم ...دلم میخاد جسممو تیکه تیکه کنم و بندازمش لای آشعالا>_<

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 13:21

وارونه افتاده بودم
و ابتدای جهان گم شده بود
دست و پا می زدم برای رسیدن
بی آنکه بدانم
بیهوده
بیهوده
بیهوده می کوشم

بستری بود جهان
نه به وسعت دستهایمان
و خوابگاهی
نه به وسعت خوابهایمان

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:51

همه چیز یک جور عجیب غریبی سبز است انگار که خدا سر صبح یک سطل رنگ سبز مغز پسته ای (از همان ها که دوستش دارم را )روی دنیا خالی کرده است

اینجاست که شاعر میگه :

من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هشیار است

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:51

زل زدم به شیشه ی کثیف جلوی ماشین و هندزفیری رو چپوندم توی گوشم مقنعه وانموندمو درست کردم و منتظر این پسره شدم... پنج دقیقه ...ده دقیقه...نیم ساعت ... نخیر مثل اینکه اینکه اقا قصد اومدن نداشتن سرمو از پنجره بیرون کردم و گفتم اقا پسر من عجلههههه دارم نمیخای بیای ؟ با کلی ببخشید و شرمندم و نوکرم چاکرم

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:51

خب مثل همیشه رأس ساعت چهار دوباره همان دامن سرمه ای ام را پوشیدم و موهای بلندم را ازادانه به باد سپردم وهمان عطر همیشگی ات را زدم مثل همان وقت ها برف می آید پالتوی قرمزم را برداشتم که هنوز بوی دستهایت را میدهند سوار تاکسی شدم راننده داشت از برف و

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 13:06

تو آینه نگاه میکنه رد خون مردگی و کبودی روی صورتش تو ذوق میزنه چشای بی فروغش عصبیش میکنه این ادم تو اینه رو نمیشناسه یه ادم ضعیف احمق

عصبی میشه و بغض مشت میشه و توی صورت اینه فرودمیاد

خون فواره میزنه بلند تر از همیشه :)))


+میزان تنفر من از خودم مثال زدنیه

برچسب: نویسنده: آروین محمدپور تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 13:06

صفحه بندی